حکمتهای برخاسته از دل کویر؛ گنجینه ضربالمثلهای مردم ده آباد
۲۱ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۲۶
هر روستا،
کتابی است نانوشته که سطرهای آن در حافظه بلند بزرگان ما ثبت شده است. ما تنها
وارث خاک و آب این دیار نیستیم، بلکه نگهبانانِپندها و حکمتهای دیرینهی
نیاکانمان هستیم.
در اینجا، بخشی
از این گنجینه کلامی را تقدیم حضورتان میکنیم.
آدِمیزاد تَب روبا دارَ
طبیعت و سرشت آدمیزاد همچون روباه است
اَپّییَش با پالام خَر دَجّال کار بَلَد بوبو می خواهد با پالان خر دجّال کار
یاد بگیر
اَز زور وِشیج چاشدِ خُو دِ پو اَبو از زور گرسنگی چاشت از خواب بیدار می شود،
حکایت کسی است که از شدّت فقر و نداری ناگزیر دیر از خواب بیدار می شود تا یک وعده
غذا کمتر بخورد.
اُزمان هَنداتی کین گوزیگِش اَپّییَ زبان
طرّاح و برنامه ریز... می خواهد. در مقام بی اعتباری گفتار در برابر کردار می گویند.
اُشتُر کِ دِ چووَکَ زورِش با سَهَبِشَ شتر که در چاه می افتد زورش با
صاحبش است، صاحب سرمایه برای سرمایه اش دل می سوزاند نه دیگران.
اُشتُر یَزدیگَ پَچَچُرَّ شتر یزدی است به عقب می شاشد، روز به روز به جای
ترقّی تنزّل می کند.
میراث دهآباد، میراث همه ماست
هر ضربالمثل یا کنایهای که از بزرگان خود
سراغ دارید، در بخش پیشنهادات برای ما بنویسید تا به این گنجینه
اضافه شود.